تبليغاتX
پشت پردهء دلم
آقای مداح،بازهم دمت گرم که......

دیشب بعد از یه سفر طولانی از عسلویه همراه تعدادی از خبر نگارای دیگه،آخر شب رفتم خونه علیرضا افشار،خبرنگار شهید شبکه خبر.

آخرای دعای توسل بود که مهدی کروبی اومد و دعای آخر مراسم رو خوند.سر شام یه گپ حسابی با هم زدیم.از پسرش حسین گرفته تا چوبای لای چرخ شبکه صبا با هم  حرف زدیم.

وسط حرفام  اهانتهای اون آقا (تو مطلب پائین اسمشو اوردم،خیلیها بهشون بر خورد که تو دیگه چرا؟) رو با کنایه بهش گفتم.گفت چی گفته؟ گفتم نه حاج آقا ناراحت میشید.گفت اگه نگی بیشتر ناراحت میشم.

خلاصه،صدای ضبط شده رو گذاشتم گوش کرد،از تعجب و خجالت رنگش سرخ شده بود.گفت من هیچی این آدم اینا چی که به خاتمی میگه.

تابش نماینده مجلس هم همه حرفهای اون روز رو شنید و گفت :منم اگه از احمدی نژاد برای هیاتم 130 میلیون تومان کمک بلاعوض گرفته بودم،شاید اصلا خیلی از افراد دیگه رو هم میبردم زیر سوال.بازم دسش درد نکنه که خاتمی فحشهای کش دار نداده.

این موقع بود که بازم از خودم بدم اومد.

بدم اومد چون خاتمی رو نه بخاطر خیلی از چیزا بلکه فقط بخاطر خودش دوسش دارم.

بدم اومد چون خیلی ها چشم دیدن اینو ندارن که مردم هنوز دوسش دارن.

بدم اومد چون دوسش دارم ولی نمیتونم به اونایی که بهش بی احترامی میکنن چیزی بگم.

نمیدونم اونم منو اینقدر دوست داره یا نه.....ولی این مهم که من دوسش دارم.   

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 15:23 توسط احمد وکیلی |

اسلام اینان،هرگز

چند وقتی که یکسری هجوه هایی به شخصیت خاتمی رییس جمهور سابق از طرف بعضی آدمها که مجهول الهویه ولی معلوم الفکر هستند ابراز میشه.

روز عرفه روزیی که میگن اگه شب قدر بخشیده نشدی ،حتما تو این روزاگه استغفار کنی، آمرزیده خواهی شد. اما یکی از مداحان اهل بیت به نام منصور ارزی توی دعای عرفه اراجیفی  راجع به خاتمی گفت که فقط باید خود خاتمی ببخشدش و از دست خدا کاری بر نمیاد.

جریان از این قراره که این آقا وسط دعا بدون مقدمه گیر داد به مرجعیت سید محبوب من و گفت: این مرتیکه احمق بعد از گند زدن به اخلاقیات، میگه زیر بنای فقه شیعه فقه سنیها بوده،نگاه کنید این احمق چقدر خره که اینارو هم نمیفهمه.تورو چه به این حرفا،برو دنبال گفتگو با تمدنهای خودت.اگه میخواین خود شیرینی هم کنید برید سراغ چیزای دیگه.

خلاصه بعد از یکسری فحش و ناسزا ،گیر داد به مهدی کروبی (رییس مجلس سابق) و گفت: اون یکی که همه پولاشو تو انتخابات از دست داده حالا که هیچی نداره دست به دامن یکسری فاحشه شده که بیان براش برنامه اجرا کنند تا شاید دوباره مطرح بشه.این آدم با حضرت آقای مصباح (حفضه الله)میخواهد در باره مرجعیت بحث کنه،آخه تو چی حالیت میشه.شماها هرچی جلو تر میرید احمقتر میشید.هر وقت کسی از دین برگرده اولین چیزی که براش اتفاق میفته اینه که احمق میشه.

بعد هم به قوه قضاییه یه کمی پرید و گفت: این قوه قضاییه ما کی میخواهد به خودش بیاد و تکونی بخوره و اموال غارتی از این آدم ها رو بگیره نمیدونم.

دست آخر هم رفت سراغ سقوط هواپیماها و در کمال وقاهت با آدم حساب نکردن خبرنگارا فقط سقوط هواپیمای فرمانده های سپاه رو غیرقابل قبول توصیف کرد و گفت: براچی فقط هواپیماهای فرمانده ها و دانشمندامون سقوط میکنه؟ چرا هواپیمای خواننده ها و رقاصه ها سقوط نمیکنه؟

آدم وقتی این حرفها رو میشنوه فقط میتونه آهی از ته دل بکشه و فقط برای این آقا و امثالهم طلب مغفرت کنه.

جدی اینایی که دم از اسلام ناب میزنن هیچ وقت فکر کردن به یک آدم،نه رییس جمهور سابق، نه یک روحانی،نه یک سید ونه هزاران صفت پسندیده دیگه که در مورد اون صدق میکنه، نمیشه اهانت کرد.اسلام ما اسلامی که وقتی دل روده گوسفند روی سر پیغمبرش میریختن هیچی نمیگفت و وقتی طرف مریض شده بود به عیادتش رفت.

اگه اسلام اینا اسلامه،هرگز

اگه اینا مسلمانن،هرگز

اگهاینا انسانند،هرگز دلم نیخواهد آدم باشم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 11:13 توسط احمد وکیلی |

هنوز دلم گرفته

هنوز در هر حادثه اي خاطره اي از دوستان.

هنوز در هر محله اي خاطره اي از همكاران.

هنوز در هر برنامه اي ياد ياران.

هنوز در هر خبري،خبري از خبرنگاران.

هنوز در هر پروازي دلهرهء فرزندان.

هنوز در هر سلامي بغض گلوی خبرنگاران.

هنوز در هر مصاحبه اي سوالي از سرنوشت كبوتران.

و هنوز و هنوز وهنوز وهزاران هزار هنوز ديگران.

نميدانم چرا روز مره گي شما را شامل نميشود. روزمرگیی كه در زمهرير دنيا شما و خاطراتتان را در بر نميگيرد.

دوست داريم از دستانمان دستي و از چشمانمان لنزي برايتان بسازيم تا به هم نزديك تر شويم.اما افسوس كه از ما به شما راه درازي است و وصالي ديگر هرگز.

هرگز ديگر نميتوانم سوختن را ببينم. ديگر نميتوانم آتش ببينم و بغضم نتركد.ديگر نميتوانم با ديدن هر خاكستر سفيدي فكر نكنم كه چه كس ديگري در آتش سوخته.....

خدايا بازهم صداي خروس سحر گاهي نميايد.... باز خون كدامين عاشق بر زمين ريخته

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 17:0 توسط احمد وکیلی |

در و دل پیکر تراش

پیکر تراش پیرم،با تیشه خیال یک شب تو را از مر مر عشقم آفریدم،تا در نگین چشم تونقش هوس نهم.

ناز هزار چشم سیاه را خریده ام،تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم.

دزدیده ام زچشم حسودان نگاه را،تا پیچ و تاب قدت دلنشین کنم.

دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام ، از هر زنی تراش تنی وام کرده ام،از هر قدی کرشمه رقصی ربوده ام.

اما تو چون بتی که بت ساز را ننگرد،پیش پای خود فکنده ای مرا.گویی دل از کسی که تورا ساخته کنده ای .

هشدار.هشدار.   هشدارکه در پس این پرده ی نهان،من آن پیکر تراش بی خیالم.

ای وای از آن شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند، نبینند سایه هاکه تو را در هم شکسته ام.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 15:7 توسط احمد وکیلی |

موج جدید علیه خبر نگاران

مدتهاست بحث مبارزه با مفسدان از جمله مفسدان اقتصادي تيتر تمام رسانه هاي جمعي شده .در ابتدا با فرمان رهبري خطاب به سه قوه ستادي با حضور روساي سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه تشكيل شد.در هر يك از قوا كميته و يا ستادي به صورت جدي در تمام سازمانها و نهادها به اين مهم پرداختند.
 عدم اعلام اسامی مفسدین به قدری مهمه که حتي نام اين افراد جزء طبقه بندي هاي محرمانه قرار دارد. وقتي سخنگوي قوه قضائيه فقط مبلغ يك پرونده را افشاء مي كند مورد خطاب و بازخواست قرار مي گيرد و بيان مي شود كه اعلام اسامي، مخالف عرف اسلامي و شرعي است.
اما نکته قابل توجه اینجاست که پس گیر هایی که خبر نگاران به قوه قضاییه در این مورد دادند موج جدیدی علیه ما بر پاشد.بدین ترتیب که تا ،به هر کس میگویی چرا اسامی اعلام نمیشود با استناد به ماده ۱۸۸ ائین دادرسی میگویند محاکم علنی است و این کم کاری و کوتاهی از جانب شماست که دنبال پرونده ها نمیروید.ميتونستيد خودتون بريد و دربياريد.

واقعا اینا (کریمی راد ، موحدی ،و......)مارو احمق فرض میکنن.اینا نمیدونن اگه یه خبر نگار از در بخواد بره تو تا افیش نشده باشه راش نمیدن.

تو جلسه سه شنبه سخنگوي قوه قضاییه،کریمی راد تا گفت بر اساس ماده ۱۸۸ شما میتونستید برید داخل دادگاه، گفتم اقاي كريمي راد، سرباز دم در هم ميدونه اين ماده  واحده چيه يا هنوز توجيه نشده؟ (کریمی راد هم با خنده هایي كه در نوع خود ش بی نظیره، با بقیه خبر نگارا بلند زدن زیر خنده )

حالا باید تا ته ماجرا بریم .بريم ببینیم برا ما چه خوابی دیدن. ببینیم ما تو کدوم هواپیما میمیریم. 

بچه ها حواستون باشه خلبان ما ۲۹ سالش نباشه.منم حواسم هست اگه پرواز از ۵/۷ صبح تا ۵/۱ به تاخير افتاد سوار نشم.

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 11:26 توسط احمد وکیلی |